محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 50
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
و كسى را بر وى اعتراض نبود . و اگر ديگرى با وى معاشرت كند مباح بود ، و اگر يكى از اين واصلان كه بهمرتبهء كمال ومعرفت رسيده ارادهء مباشرت كند و آن و اصل كامل مضايقه كند از درجهء كمال ساقط گردد ، و از دائرهء اعتبار خارج شود ، بلكه كافر شود . و اگر كودكى يا زنى كه در مرتبهء نقص باشند وبهمرتبهء كمال ومعرفت نرسيده باشد كامل و اصل با وى مقاربت كند ، وى بهمرتبهء عالى ولايت مىرسد ، بىآنكه مجاهده كرده باشد ورياضتى كشيده باشد ، زيرا كه راحت بهواصل كامل رسانيدهاند . تمام شد كلام سيّد رحمهاللَّه « 1 » . و از كلمات مشهورهء ايشان است كه : « اذا ظَهَرَتِ الْحَقايِقُ بَطَلَتِ الشَّرايعُ » « 2 » وتشبيه كردهاند شريعت را بهچراغ وعلم طبّ وكيميا ، و چون كسى مسافت را طى كرد و به مقصد رسيد ، چه احتياج بهچراغ دارد ، و چون بيمار صحيح شود ، چه احتياج به طبيب دارد ، و چون مس طلا شود چه احتياج به كيميا دارد ، وگويند : « طلبالدليل بعدالوصول الى المدلول قبيح ، و ترك الدليل قبل الوصول قبيح » « 3 »
--> ( 1 ) - / تبصرة العوام : 49 ( 2 ) - / يعنى وقتى حقايق آشكار شد ، شرايع واديان باطل مىشود . مثنوىمقدمهء دفتر پنجم : 818 ( 3 ) - / يعنى : طلب كردن دليل بعداز رسيدن به مدلول ، و ترك كردن آن پيشاز رسيد به مدلول قبيح است . - / مثنوى مقدمهء دفتر پنجم : 818 . ومناقب العارفين : 2 / 724